اقتصادی-اجتماعی- آموزشي شهرستان تربت جام
نمونه سوالات-مقاله ها-نکات
این گروه با توجه به کارهایی که در سطح بین المللی به انجام رساندهاند، معروفیت بیشتری داشتهاند . به حق میتوان گفت که تربت جام بایستی وجهی جهانی معرفی هنر خود را مدیون و وامدار این افراد باشد. معروفترین و زبدهترین افراد در این زمینه عبارتند از: احمد معطر جامی ، فاروق کیانی،شادروان صدرالدین مالدا ر حسین جوهریان-محمد رضا عبدالرحمانی- احمد زینتی- غلام حسین کریمی تیموری- شادروان ناصر نیک پی- الله داد ضربی، ، نبیالله احمدی بنکدار و محمد دلپذیرو مرحوم برات دلپذیرو شاه محمد ندایی… . یادآوری میشود که شیوهی کار استاد فاروق کیانی در بسیاری از کشورهای همجوار مثل ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان. پاکستان، افغانستان و … در دانشگاههای هنر و مراکز فرهنگی آسیا تدریس میشود. علاوه بر ایشان در سالهای اخیر گروههای رقص آواز دیگری در منطقه تشکیل شده و یا از گروههای اولیه منشعب شدهاند که با توجه به موفقیتهایی که در این زمینه به دست آوردهاند، از شهرت و اعتبار قابل ملاحظهای برخوردار شدهاند که معرفی آنها را به فرصتی دیگر وامیگذاریم

تصاویر برگرفته شده از یاقوت جام
ادامه مطلب

بنازي كه ليلي به محمل نشيند
نوايي، نوايي، نوايي، نوايي
الهي ور افتد نشان جدايي
اين نغمه دلانگيز بيشك ذهن همه شنوندگان خود را به سوي جغرافيايي خاص از خاك زرخيز ايران سوق ميدهد. به سرزميني كه آفتابي گرم دارد و بادهايي خشك و مردماني مهربان.
با شنيدن نواي «نوايي» صداي استاد پورعطايي در فضاي ذهن ميپيچد و يادهايي فراموش شده را به خاطر ميآورد. نوايي با نام استاد پورعطايي عجين شده و نيز، بسياري از موسيقي دوستان، پورعطايي را با همين نوا ميشناسند.
آنچه در زير خواهيد خواند، گفتگويي با استاد پورعطايي است و ذكري از آن مقام جاودانه و البته يادي از سرزمين گندم و دوتار، تربتجام.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
فصل پنجم
سوالات امتحاني درس اول
1- نظام سياسي را تعريف کنيد و با نظام اقتصادي مقايسه کنيد.
2- صحيح يا غلط بودن جمله زير را مشخص کنيد:
عمده ترين وظيفه نظام سياسي حفظ تعادل نظام اجتماعي است.
ادامه مطلب
نمونه سوال از درس هفتم
۱.آسیب های نظام اقتصادی را نام برده وبنویسید مهمترین آن کدام است ؟( صفحه ۹۵ )
۲.مفهوم بیکاری آشکار را توضیح دهید . ( صفحه۹۵)
۳.انواع بیکاری را با ذکر مثال توضیح دهید . ( صفحه ۹۵ )
ادامه مطلب
دبیرستانهای ابن سینا_بامداد_نخبگان_مهدیزاده- تیز هوشان-شهید دهقان
سئوالات فصل پنجم – نظام سياسي
درس اول :
1- نظام سياسي و نقش سياسي را تعريف كنيد.
2- چه عواملي موجب عدم تعادل نظام اجتماعي مي شوند .چهار مورد
3- وظيفه نظام سياسي چيست ؟
4- حفظ تعادل نظام اجتماعي بر عهده كيست؟
ادامه مطلب
شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم
ادامه مطلب
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم
NOBODY IS PERFECT
هیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنيد...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
.
زن را به وفايش نه به جمالش
.
|
|
زندگينامه استاد محمد فاروق كيانيپور:
«هنرمند نام آشناي ايران و جهان از سرزمين اسطورهاي حماسي خراسان»
تختگاه يا جزيره فرهنگي و بلند آوازهي تربت جام.
ايران گرانيگاه فرهنگ و تمدن جهان.
مقدمه: ايران بزرگ خاستگاه فرهنگ و تمدن جهان و به عنوان گرانيگاه و مركز ثقل نظامهاي بزرگ علمي، فلسفي، فرهنگي، هنري و تمدني داراي چنان نظمي در امور جهان و ابواب تامل و تفكر در پديدار شناسي و سهم و اثر انديشه بوده است كه شمار كثيري از انديشمندان جهان به وجود چنين رويداد و امري سترگ در زندگي اجتماعي بشر مهر تأييد زده و ايران را نخستين كشور تاريخ ساز جهان در شكل بخشيدن به تحولات اجتماعي دانستهاند تا به آنجا كه پس از گذشت قرون و اعصار متمادي و فروكشكردن غبار قرنها بيتوجهي و تعصب كوردلانه نسبت به چنين رويدادي بزرگ و انكارناپذير ناچار زبان به اعتراف گشودند كه ايران به عنوان- گاهواره فرهنگ و مهد تمدن جهان- چنان تاثير ژرف و سترگ بر ديگر فرهنگها و تمدنهاي جهان بر جاي گذاشته است كه ناديده گرفتن آن، خود بيدادي بزرگ به شمار ميرود و سرانجام آن به بيراهه كشاندن و بيرد ساختن هنجارهاي اصول تكامل تاريخ جهاني و سير تطور تاريخ بشريت است و به ديگر سخن «بايد گفت كه فرهنگ ايراني در بين كشورهاي جهان يكي از برجستهترين و والاترين نيروي زاينده اي بود كه سهم بسياري در بالندگي و فرهنگ و دانش مردمان جهان داشته است… »(كتاب چهارسو اثر استاد دكتر حسين شهيدي)
با اين توجه بحث و پاسخ و پرسش به شيوه (افلاطون در كتاب ضيافت Symposium) و پرداختن به تمام موضوعات در نامهاي بدين كوتاهي نه ممكن است و نه ميسور … از اينرو با اشارهاي گذرا به تاريخ خراسان، نگاهي مياندازيم به تخت گاه جام يا جزيره فرهنگي شرق خراسان و زندگينامه استاد كياني هنرمند بلند آوازهاي كه در نظم و ترتيب بخشيدن و به سامان درآوردن هنرهاي آييني سهم و اثري انكارناپذير داشته و با اين كار نام و آوازهي ايران و هنرمندان خطهي تربتجام و خراسان بزرگ را در جهان شهره ساخته است.
وجه تسميهي خراسان را در لغتنامه دهخدا چنين ميخوانيم:
در اساطير قديم ما نام شهرها را غالباً نام شخص سازندهي آن ميشمردند و مستوفي آرد: خراسان پسر عالم و عالم پسر سام است و عراق پسر خراسان ميباشد.
زبان پهلوي هر كو شناسد خراسان آن بود كز وي خور آسد
خراسان، يكي از چهار ايالت ايران نام گرفت (يعني خراسانٍ واقع در غرب هريرود)
تربتجام
بناي شهر جام كه بنا به قول بسياري از مورخين همچون «ياقوت حموي، لسترنج، تذكرهالشعرا دولتشاه سمرقندي، لغتنامه آنند راج، مرآتالادوار و … بسياري از آثار به جاي مانده از علم و ادب .. در زمان پادشاهي (زاب يا زو) اولين پادشاه سلسلهي كياني (كيانيان) پيافكنده و ساخته ميشود، با نامهاي (زام، زاب، ژام، و به مركزيت بوژگان يعني سرزمين مردمان فرهيخته و فهيم) داراي تاريخي است بس شگفتآور و معني برانگيز، تا بدانجا كه حوادث تاريخي و رويدادهاي سياسي، اجتماعي، علمي، فرهنگي، هنري آن يكي از بخشهاي جذاب و قابل مطالعهي اين سرزمين است و در اين زمينه ميتوان اشارهاي فهرستوار و گذرا به اينگونه رويدادها نمود كه خود گوياي فرهنگ و تمدن ديرپاي تربتجام ميباشد.
الف: كشف بيش از 60 قطعه ابزار سنگي متعلق به انسانهاي عصر (پالئولتيك) 800- 600 هزار سال قبل توسط دانشگاه فردوسي مشهد و هيئت باستانشناسي فرانسوي در كنارهي رودخانه كشفرود حوالي روستاي (بغِ بغان) جام.
ب: دانشگاه رياضي جهان در بوژگان جام با بيش از 3000 استاد و مدرس و با دانشمندان بزرگي همچون: (ابنكرنيب مهندس و رياضيدان، استاد ابوعمرو مغازلي بوزجاني، استاد و عموي ابوالوفاي بوزجاني (328- 388 ق) كه يكي از رياضيدانان و منجمين بزرگ و مفاخر علمي ايران زمين است و به پاس مطالعات و فرضيههاي علمي او در نجوم و رياضيات يكي از دهانههاي ماه را به نامش نامگذاري كردهاند و بسياراني ديگر.
ج: تاسيس سلسلهي سلجوقيان در ايران به سبب توجه سرداران اين گروه از آل سلجوق به مراتع غني و پربار، جنگلهاي وسيع، منابع آب فراوان و قرار داشتن تربتجام در مسير جاده ابريشم و گذرگاههاي ديگر با موقعيت خاص جغرافيايي به عنوان شاهرگ ارتباطي آسياي ميانه، آسياي غربي، شبه قارهي هند و آسياي خاوري يعني، چين ميباشد. از اينرو آسياي ميانه (خراسان بزرگ) كه جام هم بخشي استراتژيك از اين سرزمين به شمار ميآيد به عنوان چهار راهي است مهم در تاريخ گذشته و امروز جهان و بسياري از منابع طبيعي و امكانات فرهنگي، اجتماعي با تمدني عظيم در شرق نجد ايران سبب شد تا اين منطقه را از سلطان محمود غزنوي در ازاي پرداخت سالي چند ده كرور (بيش از 5 ميليون) درهم طلا اجاره كرده و اين امر منجر به تصرف ايران توسط برادران آل سلجوق ميشود (بعد از مرگ سلطان محمود).
د: عزيمت شيخ احمد جامي عارف مشهور از كاشمر به جام در سنين جواني و تاسيس لنگرگاه تصوف و عرفان در اين منطقه، كه هم اكنون مزار او مورد توجه بسياري از مسلمين و بازديد كنندگان ميباشد (440- 536 ق) …
ه: جنگ مشهور شاه طهماسب صفوي در جلگه زورآباد جام كه در نهايت منجر به پيروزي وي شد و همواره از اين موهبت با افتخار و نيكي ياد ميكند…
ز: مزار و مدفن عرفا، شعرا و عالمان بسياري در سراسر ناحيت جام
از اين رو است كه تربتجام به عنوان خاستگاه فرهنگ و هنري ناب در جهان مطرح است و مجامع هنري، هنرآفرين بزرگ اين ناحيت از خراسان بزرگ را به نام «استاد هنرهاي آئيني ايران و جهان» محمدفاروق كيانيپور به نيكي ميشناسند. سرزميني كه موسيقي احساس برانگيز و هميشه جاويدآن، به همراه حركات آئيني هنرمندان اين خطه از ايران زمين، يادآور شروع لحظهاي است از زمان اسطورهاي Mythe آن زمان كه هنوز عقربههاي گردش ليل و نهار به حركت درنيامده است و زمان دايرهوار (يا به قول اسطورهشناس شهير رومانيايي ميرچاد الياده) اسطوره نقل كنندهي سرگذشتي قدسي و مينوي است كه در زمان اولين (زمان شگرف هدايت همه چيز) رخ داده است و در نتيجه، مقصود و هدف تمام اساطير بازآوردن و فراخواندن اين زمان آغازين… يا باز قرار گرفتن عملي در اين زمان است كه اين در حقيقت بازگشت به اصل و مبدأ مينوي هستي است و هنر آفرينان خطهي جام با گذر از زمان ازلي و ابدي و مينوي به لحظهي تاريخ خطي و زمان گذرا ميرسند، به زمان اسطورهاي كه گروهي برآنند اساطير به عنوان قصه و داستان يكي از وسايل ارتباطي (MASSMEDIA) جوامع سنتي است و سپس حماسه و داستانهاي حماسي، نيمي اسطورهاي، نيمي حماسي در فضايي (نيايشي Blessing) قدسي و حركت از مرزهاي ناپيدا كرانهي تخيل و انديشه و رسيدن به مرز واقعيت (Real) با حركاتي موزون و بس معنيبرانگيز آن هنگام كه فاروق كياني حركت نخست آفر الله يا آفر بالاپرده (Upper Affar) را در سماع راست آغاز ميكند، اعجاب همه هنرشناسان و پژوهشگران هنرهاي آئيني (Ritual Rites) جهان را برميانگيزد،
يار ما چون گيرد آغاز سماع قدسيان در عرش دست افشان كنند
و اينجا او است كه با حركاتي بس اسرارآميز و به يادماندني به نقل بخشي از سرگذشت اسطورهاي، حماسي، آئيني، افسانهاي بشر ميپردازد با حركات موزون و خيال برانگيز، آن سان كه بعد از گذشت اندك زماني همه تماشاگران كه مبهوت آفرينندگي و خلق فيگورها و چرخها و پرشها و ژستهاي او شدهاند، به صحنهي بازيگري ميآيند و اين به گفته تولستوي (هنرشناس بزرگ روس) بهترين وجهي هنر است از امور غير هنري. هنري كه يادآور و بازگو كنندهي گذر زمان و زمان گذرا نبود بل به وصل ميانديشيد، به زماني كه هنوز روز نبود و شب نبود و همه چيز در هالهاي از توهم و تخيل قدسي ساري و جاري بود و انسانها در پرتو همجواري با پرودگاري بودند كه همواره عنايت و توجه به او داشت، تا جايي كه حافظ فرمايد:
گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم گفت آنروز كه اين گنبد مينا ميكرد
و نهايت اينكه روزگار فراق و جدايي در ميرسد، كه: من ملك بودم و فردوس برين جايم بود… و روز گار فراق و جدايي را چه زيبا ميتوان در هنر آئيني آفر (AFFAR) توسط فاروق كياني و هنر آفرينان چسب و چالاكش با نغمهي اسرار آميز استاد سرنايي (سرنا، ناي شادي و زندگي) دريافت كه چه زيبا سرآوازها و غريبانههاي جام، نغماتي كه بيشك هر يك يا هر مقامي از مقامهاي موسيقايي اين تختگاه خود حكايتي است يگانه و بس دلنشين همچون سرآوازهاي هزارهگي، جمشيدي، سرحدي، جامي، باخرزي، تايبادي، كوچه باغي و … و نهايت آنكه اوج كمال و زيبايي اين نغمهگيها در سرآواز يا مقام (نوايي) است كه شهرهي جهانيان است و بزرگان هنر گفتهاند كه: (ترنم حماسههاي خراساني نفسها را در سينه حبس ميكند) و پس از گذشت قرون و اعصار متمادي هنوز هم اين مقام را ميخوانند و مينوازند بدون آنكه احساس تكرار، دلتنگي، عدم اقبال مردمان و … در آن راه يابد، چرا كه نوايي، از ناي جان برميخيزد، (كه از منظر زيبايي شناسي) چندين معنا و مفهوم را ميتوان در اين مقام به خوبي دريافت:
بنازم به بزم محبت كه آنجا گدايي به شاهي مقابل نشيند
خوش آن كارواني كه شب راه طي كرد كه در صبح اول به منزل نشيند
كه از ناي روح و ژرفاي احساس انسان برخاسته پس در هر زمان انسان به اين ندا و به اين آواي دروني نيازمند است و در طلب ناي جان،
بشنو از ني چون حكايت ميكند و ز جداييها شكايت ميكند
آتش است اين ناي و هرگز نيست باد هر كه اين آتش ندارد نيست باد
و چه نيكو ميتوان هبوط بشر را از عالم لاهوت به ناسوت در هنرهاي آييني و موسيقي خطهي جام مشاهده نمود، سير آفاق و انفس نمودن، از لاهوت به ناسوت آمدن براي لقمهاي نان و كنكاش و پيگيري در زمين براي انتخاب جايي، خاكي مناسب، زميني حاصلخيز تا بتوان در او چند دانه تخمي افشاند و بعد از گذشت چندين و چند ماه محصولي برداشت تا سد جوع شود و كودكان و زنان و پيران قبيله از رنج گرسنگي در امان باشند و اين حكايت از آغاز تاريخ خطي، زمان بدون بازگشت، دورانهاي گوناگون زندگي بشري شروع شده است و تا انتهاي عمر كره زمين همچنان در هر عصر و دوراني به طريقي و لوني و رنگي ديگر خودنمايي ميكند از اينرو است كه گذر از عصر اسطوره، كه اسطوره خود زمان اوليه تلاش انسان است براي شكل دادن به بخشي از كاركرد بشر، داراي معني و مفهومي خاص است و اين همه با وقار و شكوهي مثال زدني.
در هنرهاي آييني خطهي جام هنوز هم داراي مقام و مرتبتي است والا و گرانبها و ترتيب و به نظم درآوردن اين بخش از هنر باستاني را پي ميگيرم از سرگذشت استاد كياني:
زندگينامه استاد محمد فاروق كيانيپور
جواهري سازي كه نگين گرانقدر مينشاند
تولدي ديگر
دراسفند ماه سال 1330 خورشيدي در شهر تربت جام و در خانوادهاي فرهنگ دوست و ميهماننواز و هنر شناس كودكي پاي به عرصه وجود مينهد كه بعد از گذشت سالياني چند به عنوان يكي از حافظان فرهنگ و هنر ايران زمين (معتقد به آيين و رسوم گذشتگان) به جمعآوري و نظم و قاعده نهادن در امر هنرهاي آييني (Ritual Rites) خطهي تربت جام ميپردازد پدرش شيرمحمد كياني از شخصيتهاي قابل احترام مردم است و ضمن كار و فعاليت روزانه، علاقه و عشق وافري به جمعآوري كتب و آثار گوناگون تاريخي، اجتماعي ايران زمين داشته، تا بدان جا كه رهاورد و حاصل اين سفرها رسيدن به نوعي مكاشفهي روحي است در زمينهي برخورد و ملاقات با بزرگان و اصحاب طريقتهاي گوناگون در كردستان به ويژه در دو منطقهي (سقز پايتخت اقوام سكايي و تمدن درخشان آن و نيز «زيويه» با آثاري از تمدن زمان مادها و سلسلههاي فرمانروايي پيش از قوم ماد كه آثار بدست آمده از اين ناحيه) يعني زيويه كردستان هنوز به عنوان يكي از عجايب روزگاران كهن حيرت بسياري از فرهنگ پژوهان را سبب شده است، كه اهم اين آثار مجموعهاي است چونان: گردن آويز تمام طلا كه به نام لوح عدالت و دادگستري با شمار ديگري از دستسازهاي مردمان عهد باستان در موزهي ايران باستان نگهداري ميشود و نهايت اينكه گروهي را اعتقاد بر اين است كه انجام كار رستم دستان و پايان حماسه آفريني و پهلوانيهايش در چاه معروف «شغاد» در زيويهي كردستان رقم ميخورد و بسياري از گلواژههاي ديگر تاريخي فرهنگي ايران زمين…
و نهايت آنكه در چنين خانوادهاي است كه فاروق دوران كودكي را زير نظر پدرش ميگذراند، حضور كودكانهاش در جشنهاي ملي، مذهبي، عروسيها و … ذهن و انديشهي او را به سوي چيزي ميبرد كه براي ديگران امري عادي مينمود، ليك اجراي اين گونه حركات آييني و مداومت بسياراني از هنرمندان جهان ديده و جوانان نوخاسته بر انجام درست و به قاعده و موزون هر حركت در هر بازي در ضمير خودآگاه (Consciousness) و ناخودآگاه (Unconsciousness) وي اثري شگرف بر جاي گذارده و زمينهاي شد معني برانگيز و تعيين كننده براي فاروق خردسال تا در ذهن هوشيار خود به تجزيه و تحليل آن بپردازد. چرا كه به قول بسياري از روانشناسان و نيز متخصصين امر آموزش و پرورش- پداگوژي (Pedagogy) از جمله ژان پياژه (J.Piaget) اسرارآميزترين بخش از وجود بشر يعني ضمير ناخودآگاه و اثر تعليم و تربيت و يادگيري را در ذهن و مغز كودك تا سن 5 سالگي ميداند. (در صورتي كه ابوعلي سينا رييس طايفهي پزشكان عالم معتقد است اين زمان تا رسيدن فرد به سن 18 سالگي ميباشد و من از آن به بعد چيزي در خور و شايسته توجه نيافتم …) و گويا اين امر در ذهن و ضمير فاروق در خردسالي چهره مينمايد و او موفق ميشود تا به شيوه و طرحي كاملاً ابتكاري به جمعآوري حركات آييني تختگاه جام يا جزيره فرهنگي شرق خراسان بزرگ بپردازد كه امروزه اين هنر در ايران و بسياري از كشورهاي جهان شناخته شده است و نام استاد كياني مترداف است با هنرمندي كه موفق به زنده ساختن بخشي از فرهنگ حركات موزون و آييني تربتجام گرديده است.
هنرهاي آئيني ايران باستان:
در ايران باستان به مناسبت هريك از فعاليتهاي توليدي، كشاورزي، آبياري، رمه گرداني، جنگ، جشنهاي شادماني و عروسي، كاشت، داشت، برداشت خرمن، بازيهاي آييني با شكوهي برگزار ميشده… بازيهاي آييني ايران باستان و ايران اسلامي هنوز هم در خطهي تربتجام، سرزمين شرق خراسان بزرگ داراي جذبه و شور خاصي است كه در اكثر روستاهاي خطهي نوار مرزي براي آمادگي جسم و سلامت روح در اشكال و فرمهاي گوناگون اجرا ميشود كه معروفترين آنها عبارت است از:
الف- آفر (AFAR) در معني خلق كردن و از نيستي به هستي در آوردن در 2 شكل آفر بالاپرده از راه شهود و مكاشفه (intuition) كه بيان آن غنايي (Expression) يا تغزلي (Lyrique) است و پايين پرده به شكل عيني و ملموس از طريق فكر و استدلال علمي و فلسفي
ب- حتن (HATAN) در معني كرانههاي كوهستان و شير بيشه در بيش از 10 شكل و فرم
ج- مشق پيلتنان (PELTAN) مجموعهاي است از حركات رزمي، پهلواني، زورخانهاي در دو شكل و گونه نزديك به يكديگر.
حركات رزمي پهلواني مشق پيلتنان (كه در گويش محلي جام، پلتان خوانده ميشود) در اعصار گوناگون و به ويژه در پادگانهاي ايران زمين در عصر امپراتوري سلسلهي هخامنشي، اشكاني و ساسانيان به ويژه در مناطق مرزي و در ميان عشاير غيور و سلحشور و نگاهبانان راستين مرزهاي اين مرز و بوم و روستاهاي همجوار به منظور سلامتي جسم و روح سربازان و جوانان و دختران و زنان و مردان اجرا ميشده است.
مشق پلتان در دو شكل و فرم خاص: به نامهاي پلتان پياده و پلتان سواره كه با استفاده از قواعدي ملموس و عيني براي درست به كار بردن نيروي جسماني فرد و بهرهگيري صحيح و به قاعده از حداكثر توان رزمي سربازان در ميدانهاي نبرد طرحريزي گرديده و داراي ساز و كاري است عملي و با حركاتي زيباشناسانه.
الف: پلتان پياده نماد كه نشان دهندهي حركات سربازان پياده نظام به ويژه سپاهيان اشكاني است با سلاحهاي سبك و متعارف به منظور وارد ساختن ضربات سخت و سهمگين به سپاه خصم و از كار انداختن بخش بزرگي از نيروي مهاجمان و يورش كنندگان به اين سرزمين تا چابك سواران دشتهاي اين مرز و بوم كه هريك سوار بر پشت سمندي است تيزتك و بادپا در ميدانهاي جنگ در ادامهي يورش و جنگ و گريز پياده نظام و در يك تاكتيك و حركت حسابشده با برنامهاي خاص و ترفندي جنگي در دستجات 20 تا 50 نفره به سرعت از جلوي سپاه دشمن فرار نموده و عقبنشيني ميكنند و به قاعدهي كثرت به هر طرف روان ميشوند تا سپاه پياده نظام از فشار دشمن تا حدودي رها شده و امكان بهرهگيري از سلاح نيزه، شمشير، گرز و … را پيدا نمايد و به آرايش جديدي در جاي جاي ميدان نبرد بپردازند و زمينه را آمادهي بازگشت سواره نظام و وارد آوردن ضربات جانكاه بر سپاه اهريمني سازند كه ناگاه سواره نظام در حال گريز، كه بخش عمدهاي از سپاه مهاجم را به دنبال خود ميكشد پس از آنكه به مرحلهي آرماني خود رسيد و زه كمانهايشان سخت و ترنگ شد گروه گروه به يك باره رو در روي دشمن شده (به قاعده وحدت) و با پرتاب تيرهاي دلدوز و جگرخراش از كمانهاي خود شمار كثيري از سواره نظام دشمن را به خاك هلاكت افكنده و گاه ديده شده است كه دو سوار دشمن با يك تير پرتابي از كمان سوارهنظامي كار آزموده و دلير ايراني با مرگ دست و پنجه نرم ميكنند و اين در حالي است كه پياده نظام با سرعت و شتابي مثال زدني ميدان نبرد را از وجود سپاه خصم پاكسازي مينمايد و نهايت آنكه پلتان (PELTAN) پياده تنها توسط استاد كياني اجرا ميشود و لاغير و همو بود كه در جشنوارهي هنرهاي آييني سنتي يونان با اجراي بخشي از اين هنر در ميان شگفتي همگان و در حضور هنرمندان پانزده كشور برگزيدهي جهان در روز نخست جشنواره برندهي مدال طلاي اين جشنواره شد و افتخاري بر افتخارات ايران زمين افزود. همو كه بسياراني با گرفتن عكس، دستخط، و… از وي خاطرهي اين حماسهآفريني را جاويد مينمودند.
د- گل پتيخان (GOLPETI…) كه اجراي نوعي داستان سه غمنامه است با حركات موزون و بس معنيبرانگيز كه شباهت بسياري به تريلوژي (TRILOGY)هاي يوناني داشته و آن حكايت عشق چوپاني است مجذوب و دلباخته به دختر خان قبيله كه اين خواست و عشق از نظر تقسيمبنديهاي اجتماعي و عرف جامعه طبقاتي يعني گذر از طبقهي پايين به طبقهي بالاتر درجوامع سنتي و كهن، كاري است اكيداً ناروا و منسوخ بدين جهت چوپان به سبب هنجارشكني و ناديده گرفتن آن محكوم به مرگ ميشود و جان بر سر عشق خود ميبازد، و اين هنر را استاد كياني با چنان مهارت و شكوهي به اجرا در ميآورد كه همگان را به حيرت واداشته و اشك از ديدگان روان ساخته است.
ه- حنايي (HANAIE): هنر بازيگري حنايي رسم حنابندان عروس است در يك شب مانده به جشن اصلي عروسي و داراي چنان حركات و مفهومي عميق و فلسفي است كه بسياري از هنر شناسان در جشنوارههاي هنر آييني در كانادا، فرانسه، آلمان، يونان، هلند و.. مدتها با فاروق دربارهي ريشه و خاستگاه و چرايي و سبب پيدايش اينگونه حركات باشكوه با او به بحث و گفتگوهاي طولاني مينشستند و نهايت آنكه فاروق هر سوال را با اجراي حركتي خاص و شگفت ساز پاسخ ميداد و بر حيرت همگان ميافزود و اين در حالي است كه هنوز پاسخي در خور و قانع كننده براي اينگونه حركات معنابرانگيز و حيرتآور او پيدا نكردهاند.
ز- چوب بازي (CHOB-BAZI) هنر آييني چوب بازي در 2 شكل (2 نفره و دسته جمعي) اجرا ميشود كه شكل اولين آن يعني چوب بازي دو نفره نشانگر حماسهي عصر پهلواني، اسطورهاي و حماسي رستم و سهراب، اسفنديار، كاووس كشاني و گيو و گودرز و هوشنگ و فريدون و… بسياري از پهلوانان شاهنامه است و با 15 حركت بس زيبا و داستاني و معني برانگيز همچون: رجزخواني، نشان دادن قدرت و زور و بازو، راه جنگ، شمشير زني و مهارت در آن، جنگ راه ببر بيان و … (كه طي آن رستم دستان ببر بيان را شكار كرده با پوست آن براي خود خفتان يا زرهاي نفوذناپذير در برابر نوك تيز پيكان دلدوز و پهلوان افكن مبارزان ميدانهاي جنگ و كين تهيه ميكند) و همواره بدان مباهات كرده و ميبالد تا به آنجا كه حماسه و افسانهي جنگ راه ببر بيان 4 بار در شاهنامهي حكيم ابوالقاسم فردوسي توسي، خالق اسطوره و حماسه و آيين ديده شده است و قابل ذكر آنكه فاروق در اجراي چوببازي دو نفره سرآمد همگان است و بسياري از هنرمندان اندك مدتي پس از اجراي چند حركت چوببازي همگام با او در كمال احترام چوبها را در برابرش بر زمين گذارده بازوي كياني را بوسيده و از هماوردي و اجراي ديگر حركات و ادامهي آن پاي پس كشيدهاند، و به دليري و مهارت و استادي او اعتراف مينمايند، از ديگر حركات چوببازي ميتوان به راه جنگ، حمله و هجوم، تك و پاتك، جنگ و گريز و… چندين و چند حركت پهلواني و اصيل بر جاي مانده از زمانهاي كهن اشاره داشت كه هنوز هم زنان و دختران ايلياتي و روستايي در حصار خانه و مردان و جوانان در مراسم عروسي و جشنهاي گوناگون، به ويژه آن هنگام كه داماد براي رفتن به مجلس جشن آماده ميشود دو يا چند نفر از جوانان حاضر در مراسم در پيشاپيش او به اجراي حركات چوببازي دو نفره مينمايند و اين رسم و آيين كهن بجاي مانده از روزگاران باستان براي هريك از مردان و زنان اين بخش از خراسان بزرگ آكنده از خاطراتي است فرحبخش و زيبا و به يادماندني كه در مناسبتهاي گوناگون با آب و تاب و شوري خاص آن را به صورت نقل و خاطرهاي شيرين و مانا براي نوادگان خود تعريف نموده و آنان را بدين وسيله با هنرهاي آييني و حركات موزون به جا مانده از زمانهاي باستان آشنا مينمايند.
ز- چوببازي دستهجمعي كه با شركت 12 نفر و بيشتر (كه گاه تعداد بازيگران اين هنر افزون بر يكصد نفر است كه به پيشگامي استاد كياني انجام ميشود) هنري كه مورد علاقه و توجه تمامي مردم روستاهاي تربت جام و به ويژه عشاير غيور و سلحشور ايل تيموري است كه با اين نوع جنگ و گريز آشنايي كامل داشته و دانستن و آموزش آن را به زنان، دختران، نوجوانان و همگان آموخته و يادگيري آن را از اهم وظايف هركس ميدانند براي آمادگي در برابر حمله و هجوم بيگانان و مخلص كلام آنكه مجموعه هنرهاي آييني و حركات موزون از سال 1343 به بعد تماماً زير نظر استاد كياني يكايك تنظيم و دستهبندي شده است. به طوري كه فرم حركات و چگونگي آغاز و پايان و حكايت و داستان هريك از بازيها راوي و حكايتگر شيوهي زندگي اجتماعي مردم است همراه با كار و تلاش و در يك قالب هنري از منظر و نگاه زيباييشناسي و همراه با موسيقي خاص هر بازي به طوري كه بسياري از هنرمندان محلي تربتجام پس از اجراي هريك از هنرهاي ذكر شده كه زير نام فولكلوريك (بازيهاي محلي) از آن نام ميبرند از كار او تجليل كرده و ماندگاري و گسترش اينگونه بازيهاي آييني را مديون خلاقيت و آفرينندگي وي ميدانند، تا به آنجا كه او در سال 1345 اقدام به تأسيس انجمن هنرهاي بومي، محلي در دبيرستان سيناي تربتجام مينمايد كه ماحصل آن، جوانان زيادي است كه جذب اين انجمن شده و آوازهي حركات گروه هنرهاي محلي تربتجام ابتدا به مشهد و بعد به تهران و بسياري از كشورهاي اروپايي ميرسد، و در اندك زماني هنرشناسان، فيلمبرداران، دانشجويان، كارگردانان و .. با دعوت از فاروق كياني و گروه همراهش آثار بسياري را از آنان تهيه مينمايند.
ز فرط گریه پیراهنش خیس ، خیس ، تر
«بابا! برو مغازه برایم پفک بخر»
باران مشت ، شانه ی او داشت می شکست
زیر غم ندارم و از صبح دم تبر
کم کم دل خدا هم از این ماجرا گرفت
از اشک های واقعی و مسری پدر
ادامه مطلب
پرسیدم..... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .
ادامه مطلب
دانستني جالب از كشورها ي مختلف
متوسط عمر زنان ژاپني 84 سال است؛ در حاليكه متوسط عمر زنان بوتسوانايي (كشوري در جنوب آفريقا) بيشتر از 39 سال نيستادامه مطلب
ادامه مطلب
ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.
ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
ادامه مطلب
دقايقي را كه به عيب جويي ديگران مي گذرانيم، اگر صرف انديشيدن به عيبهاي خود كنيم، فايده هاي زيادي مي بريم كه كوچكترين آن خودشناسي است.((؟))
شخص غايب هميشه مورد سرزنش است.((مثل لهستاني))
مردم حتي زماني هم كه از شما مي خواهند معايب شان را آشكارا به آنها بگوييد، انتظار ستايش و تحسين دارند.((ويليام سامرست موام))
مردم را در غيب همان گوي كه در [ پيش ] روي تواني گفت.((خواجه عبدا... انصاري))
ادامه مطلب
اگر چه اکنون فقط هنرمندان محلی و پیران منطـقه لباسهای محلی را میپوشند اما این لباس ریشه بسیار کهنی دارد و هریک از اقسام آن فلسفه و تعریف خاص خود را دارد. لباسهای محلی منطقه عبارتند از پیراهن ۴۰ تریزه و شلوار سفید، جلیقه سیاه، پی تاوه، کلاه و مندیل(۱۵)(دستار)، کفشهای مخصوص و دستمال ابریشمی که جداگانه هریک از آنها را مورد بررسی قرار میدهیم؛
۱) پیراهن و شلوار سفید که در قدیم دو نوع بوده. در گذشته ۲ قشر از مردم به نامهای خوانین و کشاورزان زندگی میکردهاند که به فراخور حال هر یک لباس مخصوص خود را داشتهاند. لباس خانها به بَرچاک(۱۶) معروف بوده. بدین معنی که از دو سمت راست و چپ دامن برش خورده و به دو تکه جلویی و عقبی تقسیم میشود که اکنون به لباس پاکستانی یا افغانی در بازار عرضه میشود و لباس کشاورزان همین لباس ۴۰ تریزه بوده است. این پیراهن از برشهای متعددی که تریزه(۱۷)(تکه) نام دارد دوخته میشده است. ویژگی بارز این لباس دامن چین دار آن است که در زمان برزیگری محصول را در آن جمعآوری میکردند. این در حالی است که در دامن برخی از این لباسها حدود ۴۰ کیلوگرم گندم جا میگرفته است. همچنین دامن ۴۰ تریزه در زمان چرخشهای بازیگران به سان چتری باز میشود.
۲)جلیقه سیاه در برابر لباس سفید نشاندهنده تاریکی در برابر روشنایی و نور است.
۳) پی تابه = پا تابه (که در محل به آن «پی تََوَه»(۱۸) یا «پَتَک»(۱۹) میگویند). بافتههایی است پشمین که بر پا میپیچیدند که هم محافظ پا از یخ زدن در فصل زمستان باشد و هم پا را از گزش و نیش امثال مار و عقرب و آسیب خار و خاشاک محافظت نماید. کلاه و مندیل عبارتند از کلاه قرص و دستاری که بر سر میبندند. این دو نیز محافظ سر و صورتند. کلاه معمولاً از الیاف سیمی مرغوب و با آستری مخمل ساخته میشده است. مندیل نیز در گذشته از جنس کرباس بوده ولی اکنون مرغوبترین آن از جنسی به نام فاج (۲۰)است.
۴)چارق یا چقه کفشهای مخصوصی هستند که در قدیم استفاده میشدند. چارق پا افزاری چرمی در دو نوع «رُوّی»(۲۱) و «اُوّی»(۲۲) بوده که اولی در مواقع پیاده روی و راه پیمایی و دومی در مواقع آبیاری کشت یا به اصطلاح محلی «اوگیری»(۲۳) مورد استفاده قرار میگرفتهاند. چقه که تلفظ درست آن «چُقِّی»(۲۴)است، عبارت بوده از کفی یِ تخت و نسبتاً پهنی با رویهای کلاً چرم که کفی و تخت در اصطلاح به صورت «گُوّمیشی»(۲۵) به هم دوخته میشده است.
۵) دستمال ابریشمین: اگرچه غالب بازیگران آن را به گوشه راست لباسشان میآویزند ولی چنین بر میآید که دستمال در لباس قدیم جایگاهی نداشته و در آن زمان سارُق(۲۶) یا روسری (چارقَد)(۲۷) سفید و مندیل مانندی بوده که آنرا به کمر میبستند.این سارُق یا چارقَد استفادههای متعددی داشته است. مثلا در موقع رفتن سر زمین در آن نان و آذوقه روز را میبستند و با خود میبردند. همچنین چون در موقع کار عرق میکردند و بعد از فراغت از کار ممکن بود سرما خورده و کلیه درد و کمر درد بگیرند، لذا از سارُق به عنوان وسیلهای برای گرم نگه داشتن بدن استفاده میکردند. -

| Design By : Pars Skin |



